گروه آخرین مقالات

بنرهای راست

جستجوی تخصصی در نوشته ها

بخش کاربران

گزارشي از كتابفروشي‌هاي قزوين چراغي رو به خاموشي


روزنامه اعتماد ، پرشیا سیتیز ، معين فرخي



فعاليت كتابفروشي‌هاي قزوين روزبه‌روز كمتر مي‌شود. آب مي‌روند، فروشنده كتاب كنكور و لوازم التحرير مي‌شوند، به‌روز نمي‌شوند يا تعطيل مي‌شوند. كتابفروشي «مولانا» كه به خاطر جاي بزرگ، فروشنده‌هاي خوش‌خلق و مطلع و به‌روزش، جايي براي كتابخوان‌ها بود كه در آن كتاب بخرند، با فروشنده‌ها گپ بزنند، گشت‌وگذاري بكنند و دوستانشان را هم ببينند، چند ماه پيش تعطيل شد و حالا وقتي به زحمت از پشتِ در بسته داخلش را بپايي، منظره وحشتناك قفسه‌هاي خالي كتاب را مي‌بيني كه سفيدي‌شان توي ذوق مي‌زند؛ انگار روي همه كتاب‌ها كفن سفيدي كشيده‌اند. كتابفروشي «علامه» كه قبلا كتاب‌هاي درسي و غيردرسي‌اش در يك طبقه بود، اخيرا طبقه پايينش را به كار انداخته كه قرار است مختص كتاب‌هاي غيردرسي باشد و طبقه بالا هم كامل در اختيار كارت‌تبريك‌ها و كتاب‌هاي كنكور و نوشت‌افزارهاست. طبقه پايين فضاي بزرگي دارد كه يك ضلعش كامل به كتاب‌هاي دانشگاهي اختصاص داده شده و در ضلع‌هاي ديگر كتاب‌ها به تفكيك موضوع (رمان، روانشناسي، شعر و تاريخ) چيده شده‌اند. كتاب‌هاي روانشناسي‌اش در بهترين حالت «مردان مريخي، زنان ونوسي»‌اند و رمان‌هايش بيشتر رمان‌هاي عامه‌پسند و پرفروش. هرچند در چند قفسه هم كتاب‌هاي كم‌تيراژتر با ناشر و مترجم معتبر چيده شده است. وضع كتاب‌هاي شعر كمي بهتر است و با اميد بيشتري مي‌توان كتاب‌هاي شاعران مطرح را در آن جست‌وجو كرد. انگار شاعرهاي جريان‌ساز، شاعرهاي محبوبي هم شده‌اند، ولي نويسنده‌هاي جريان‌ساز آنقدرها هم وارد زندگي مردم نشده‌‌اند، به هر حال خواندن يك شعر زمان كمتري مي‌خواهد تا خواندن رمان. كتابفروشي «دانشجو» هم سال‌هاست توانسته بدون فروش كتاب‌هاي كنكور خود را سرپا نگه دارد و مشتري‌هاي ثابتي براي كتاب‌هاي داستاني و شعر پيدا كند. البته بيشتر مي‌توان در آن گزيده‌شعرهاي فروغ يا فريدون مشيري يا رمان‌هاي مستور و ماركز و كافكا را پيدا كرد؛ نويسنده و شاعراني كه مردم بيشتر مي‌شناسند و كتاب‌نخوان‌ها هم وظيفه خود مي‌دانند كه كتابي از آنها در خانه داشته باشند. البته كتابفروشي‌هايي مثل «دانشجو» يا «علامه» با وجود قدمتشان يا به خاطر قدمتشان، چندان به‌روز نيستند و با وجود نزديكي قزوين به تهران تعداد كمي از كتاب‌هاي تازه منتشرشده را مي‌توان در آنها پيدا كرد.

«قصر كتاب» كه زماني شعبه پشت شعبه تاسيس مي‌كرد و در بهترين جاهاي شهر كتاب و لوازم‌التحرير مي‌فروخت، كم‌كم شعبه‌هايش را تعطيل كرد و مغازه يي دو طبقه‌يي در شلوغ‌ترين خيابان شهر گرفت و بعد آن را هم تعطيل كرد و در نهايت به يك مغازه كوچك رسيد كه كتاب‌ها در آن خاك مي‌خوردند. چند روز پيش كه به همان مغازه كوچك سر زدم، ديدم همان را هم جمع كرده‌اند و كاشي‌هاي سفيدِ كفش توي چشمم زد و شيشه‌هايي كه هيچ كاغذي روي آن چسبانده نشده بود كه بگويد «قصر كتاب» به جاي ديگري منتقل شده يا نه. البته خوشبختانه اين پايان كار نبود و «قصر كتاب» حالا در خانه‌يي كار خود را از سر گرفته و بالاي در ورودي نوشته: «كتاب‌هاي نفيس، كادويي، كارت‌پستال» داخل خانه كه بشوي در حياطش كتاب‌هاي كودكان چيده و روبرويش رمان‌هاي پرفروش و در كنارش كتاب‌هاي آل‌احمد. بيشتر كتاب‌هاي داخلش را هم كتاب‌هاي درسي تشكيل مي‌دهند و كتاب‌هاي غيردرسي بي‌نظم‌وترتيب و فله‌يي چيده شده‌اند. مثلا ناگهان ميان رمان‌هاي عامه‌پسند كتابي از ناباكوف مي‌بيني و وقتي اثري از نويسنده‌هاي ايراني نيست با يك قفسه كامل كتاب‌هاي ميرصادقي روبرو مي‌شوي. در پاساژي خلوت، روبروي پاركي شلوغ، چند سالي است كه كتابفروشي آرام و كم‌سروصدايي راه افتاده به نام «كتاب چشمه». «كتاب چشمه» نزديك‌ترين كتابفروشي فعال قزوين به كتابفروشي‌هاي مطرح تهران است. هنوز تن به فروش كتاب‌هاي عامه‌پسند نداده‌ است و براحتي مي‌توان سراغ كتاب‌هاي ناشران مطرح را از آن گرفت. كتاب‌ها تنها به تفكيك موضوعي چيده نشده‌اند و كنار هر قفسه برچسبي زده‌ شده كه روي آن نويسنده‌هاي آن قفسه مشخص شده‌اند. با وجود خلوتي‌اش، كتابفروشي به‌روزي است و تقريبا ماهي يك بار كتاب تازه مي‌آورد و به خاطر خلوتي‌اش، مي‌توان كتاب‌هاي چاپ قديم و ارزاني را در آن‌ پيدا كرد كه انگار سال‌هاست در آن قفسه‌ها منتظر خريده‌شدن‌ هستند. گشتن لابه‌لاي كتاب‌هايش ياد آدم مي‌آورد كه زماني كتاب 200صفحه‌يي 600 تومان بود، بعد شد 3000 تومان و حالا به جايي رسيده‌ايم كه نازك‌ترين كتاب‌ها هم زير 3000 تومان نيستند.

كتابفروشي‌هاي ديگري هم هستند كه چند سال است اسمي از آنها نيست يا تنها بر فروش كتاب كنكور و لوازم‌التحرير تمركز كرده‌اند و اگر شانس بياوري ممكن است لابه‌لاي كتاب‌ كنكورهايشان، كتابي پيدا كني يادگار روزهايي كه كتاب‌هاي غيردرسي مي‌فروختند. به نظر مي‌رسد كتابفروشي‌هاي قزوين، با وجود قدمت فرهنگي و سرانه مطالعه بالاي شهر، به خاطر افزايش قيمت كتاب‌ها و كم‌كارتر شدن ناشران مطرح، روزهاي ركود خود را مي‌گذرانند و اين روزها را كشان‌كشان مي‌گذرانند تا روزي رونق گذشته‌شان را بازيابند.



تاریخ ارسال: 1390/5/16
تعداد بازدید: 774