گروه آخرین مقالات

بنرهای راست

جستجوی تخصصی در نوشته ها

بخش کاربران

پرشیاسیتیز::  گویش بهبهانی، گویش قدیمی و غالب مردم این شهر می باشد و از جمله گروه زبانهای ایرانی جنوب غربی محسوب می شود .گویش بهبهانی از گویش‌های پارسی رایج در استان خوزستان و از بازماندگان پهلوی پارسیک است. این گویش بسیار شبیه به گویش دشتی-تنگستانی است که در شهر بهبهان در جنوب شرق خوزستان به آن گفتگو می‌شود.


ویژگی‌های دستوری

ویژگی اصلی و متمایز کنندهٔ این گویش از سایر گویش های منطقه ویژگی اسپلیت ارگاتیو آن است که از پارسی میانه به آن رسیده است. در این گویش افعال ماضی شکسته می‌شوند و شناسهٔ ماضی پیش از فعل به ضمیر یا ساخت های دیگر جمله می چسبد. اما هنگامی که فعل به تنهایی و خارج از جمله بیان می‌شود بصورت عادی رایج درفارسی ادا می‌شود.بعبارتی لازم یا متعدی بودن افعال در زمان های حال و گذشته دو الگوی متفاوت دستوری برای صرف افعال از لحاظ شناسه های فعلی . وندها یا ضمایر شخصی پیوسته و حتی ضمایر فاعلی جدا ارائه می دهد .الگوی اول شامل افعال لازم (ساخت حال و گذشته ) و متعدی (ساخت حال) می شود که در صرف آنها در ساخت های مورد نظر .از الگوی دستوری مشترکی پیروی می کنند . الگوی دوم شامل افعال متعدی در ساخت گذشته می شود. بر خلاف الگوی اول در صرف این افعال شناسه ها .ضمایر پیوسته شخصی و ضمایر فاعلی جدای خاصی بکار برده می شوند .این ویژگی باعث شده که گویش بهبهانی از جمله گویش های ارگتیو محسوب شود . ارگتیو اصطلاحی است که در زبانشناسی نوین و به ویژه رده شناسی زبان (language typology )به کار می رود . این ویژگی، حالتی است دستوری که مخصوص فاعل فعل متعدی می باشد و معمولا در زبان هایی یافت می شوندکه قدیمی ترند و دست نخورده باقی مانده اند . رده شناسان زبان، زبان ها را از نظر نشانه های فاعلی و مفعولی به چندین دسته تقسیم کرده اند که از این میان، گویش بهبهانی مخلوطی از نظام خنثی و ارگتیو -مطلق می باشد . در نظام خنثی، فاعل فعل لازم و متعدی صورت یکسانی با مفعول دارند، وقتی که فاعل و مفعول هر دو اسم یا ضمیر باشند . فعل از نظر شخص، عدد همیشه با فاعل مطابقت می کند.این ویژگی در الگوی اول افعال این گویش یعنی افعال لازم و متعدی در ساخت های حال اخباری، حال التزامی و افعال لازم در ساخت گذشته مشاهده می شود.در نظام ارگتیو-مطلق، فاعل فعل لازم و متعدی دارای صورت های متفاوتند، فاعل فعل لازم و مفعول فعل متعدی دارای صورت های یکسانند، فعل متعدی از نظر شخص، عدد با مفعول مطابقت می کند و فاعل فعل متعدی نشانه دار است ( یا ارگتیو) و مفعول بدون نشانه ( یا مطلق) . در گویش بهبهانی این ویژگی در افعال متعدی زمان گذشته که از الگوی خاصی پیروی می کنندنمود می یابد، با این تفاوت که فعل اغلب بدون شناسه و بشکل ستاک گذشته یا ستاک صفت مفعولی تظاهر می یابد . الف . نظام خنثی ( مطابق با الگوی اول افعال) مثال اول :

۱. doter-ay mi می آید دختر ۲. me doter-ay me-bin-am می بینم دختررا من ۳. doter-ay me mi-bi می بیند مرا دختر

مثال دوم : ۱. u mit-i

مي آيد او

۲. me u dus me-dâram دارم دوست اورا من

۳. u me dus me-dâr-e دارد دوست مرا او

چنانکه ملاحظه می شود، فاعل فعل لازم و متعدی در جملات ۱ و ۳، صورت یکسانی با مفعول فعل متعدی در جمله ۲ دارند . البته فعل از لحاظ شخص و عدد با فاعل تطابق دارد .


ب. نظام ارگتیو-مطلق (مطابق با الگوی دوم افعال)

doter-ay ame: آمد دختر ۲. mem doter-ay dit دید دختر را من ۳.doter-eke: dit-am یا doter-eke: me dit دختر مرا دید دختر دید مرا

در مثالهای فوق، فاعل جمله لازم ۱ مشابه مفعول جمله متعدی ۲ می باشد در صورتی که فاعل جمله متعدی ۳ دارای نشانه خاص (ergative) و متفاوت با فاعل فعل لازم می باشد . (مقاله منبع شماره ۶)‌‌‌ در تلفظ ها نیز تفاوت هایی وجود دارد.برخی از کلمات کوتاه و خلاصه بیان می‌شوند و برخی دیگر هنوز شکل پارسی میانه خود را دارند. بجز بهبهانی ها اهالی روستاهای دیل و مارین و منطقهٔ دشتک در شهرستان دوگنبدان استان کهگیلویه و بویراحمد نیز به این گویش تکلم می‌کنند.تا اندازه‌ای در شهر امیدیه و مناطق میانکوه و آغاجاری خوزستان نیز رایج است.
نمونه واژگان

برخی از کلمات شکل پهلوی خود را تا امروز نیز حفظ کرده اند و در گویش بهبهانی کاربرد دارند مانند:

    پریسیک : پرستو (prisik)
    اشتو : شتاب(eštow)
    دیگ: دیروز(dig)
    اسدن : گرفتن-خریدن(esseden)
    اَور : ابر (awr)
    برار : برادر (borar)
    پار : سال گذشته (par)
    پریگ : یا پریر (یک روز بیش از روز گذشته)(Prig)
    پُس : پسر (Pos)
    پسین : بعد از ظهر (Pesin)
    چاس : چاشت (cas)
    دوش : شب، گذشته، دیشب(Dus)
    دُول : دَلو(Dul)
    سُمب : سُم(Somb)
    گپ : حرف و سخن (Gap)
    گردتن : کلیه (Gordin)
    مَهتَک : مهد، گهواره (Mahtak)
    مُروا : فال نیک زدن (Morva)
    میره : میرک ـ شوهر (Mire)
    ایسَ : حالا (isa)، اوسَ : آن زمان
    کُرو : آرنج (koru)
    کُلیک : انگشت (kolik)
    میلُم : لثه (milom)
    تِنگِل : زبان کوچک (tengel)
    مُنی : مثلِ، مانندِ (moni)
    بندیر : منتظر (bandir)

نمونه افعال

در افعال با فارسی معیار چندان تفاوتی ندارد و چند مورد مصدر بومی در این گویش دیده می‌شود:

    رمباندن : خراب کردن (rombadan)
    شیونیدن : به هم زدن (šivenidan)
    یک زدن : هم زدن (yak)
    پِش خوردن : ریخته شدن(pesh)
    چِرویدن :خراشیده شدن (cerv)
    پِشِنگِه شدن : با قطرات مایعی خیس شدن
    تِنگیدن : پریدن (tengidan)
    تیر کردن : پرتاب کردن (tir)

در این گویش برای رفتن از مصدر شدن استفاده می‌شود:

    به خانه می روم : میشـَم خونه

برای اطلاعات بیشتر در خصوص صرف افعال . شناسه ها و وندها پیوند زیر کلیک کنید . http://www.ensani.ir/archive.aspx?g=2606&type=3&mode=0 http://www.shirazu.ac.ir/index.php?page_id=3162
آواشناسی

از ویژگی‌های دیگر این زبان داشتن ابتدا به ساکن است به گونه‌ای که دو صامت در ابتدای کلمه می‌آیند که صامت نخستین ساکن است و بدون قلب تلفظ می‌شود. بیان سریع نیز در این گویش گاهی دیده می‌شود که موجب تخفیف کلمه می‌شود.مثلا:

    مرا : مَی(may)
    نیست : نی (ni)
    من : مَ(ma)
    بکن:بکو (bko)
    از: ا َ (a)
    توی : ته(te)
    اگر: اَی(ay)

می کرد: می که در این گویش آوای (a) عمدتا بصورت ( O ) تلفظ می‌شود. و آوایی (U) نیز بگونهٔ ( I ) تبدیل می‌گردد.ترکیب AB نیز بصورت OW بیان می‌گردد.

    پا: پُ PO
    بازی : BOZI
    شب: SHOW
    خالی: XOLI

نکته : در این گویش مخرج تولید صامت های (ج ج) ‍‍ در تمام بافت های آوایی ، " دندانی-لثوی "

 مي باشد

برای اطلاعات بیشتر در مورد قواعد این گویش، ساختار جملات این گویش و نحوه صرف افعال می توان به کتاب "گویش بهبهانی" نوشته "امین راستی بهبهانی" که اولین کتاب موجود در این زمینه است، رجوع کرد.
راهنمای آوا نویسی

در این نوشتار از نمادهای زیر برای آوانویسی استفاده شده‌است

â = تلفظ حرف آ در واژهٔ آبادان

a = تلفظ حرف ا در واژه احمد

ٍe = تلفظ حرف ا در واژه ابراهیم

C = چ

i = تلفظ حروف ای در واژه ایران

š = ش

Q = غ یا ق

O = تلفظ حرف ا در واژهٔ امید

U = تلفظ حرف و در واژهٔ کوچه

X = خ

Ž = ژ
شعری به گویش بهبهانی

(بخشی از دو بیتی‌های تقی آصف)
غم یارن که مَی دیوونه کرده         اَ دین و مذهبی بیگونه کرده
مبینه‌ای که جا و منزلیم نی         غم عشقن که مَی بی خونه کرده
شکسته اَ غمت بال و پر مَه         اَ داغت خرد و خَسّه پیکر مَه
نوِیساده دلم میخواس بزودی         ته انگشتت بشو انگشتر مَه
ول و ویلون اَ ته صحرا مگردم         ا دنبال گل نعنا مگردم
ا روزی که ته رته ا ای شهر         من بی خانمون تینا مگردم
ته صحرا و چمن جای تو خولی         اته دشت و دمن جای تو خولی
کنار جو لب چشمه ا ته باغ         ولی شمس و چمن جای تو خولی
چقد عاشق کشی برق نگاهت         مثال بارفتن اندوم ماهت
دو چشمونم وبیده پاک کم سو         ا بس کی بیدیم مه چشم به راهت
بهار زندگی مردُم اَسی تو         گلی بیدم که پژمردم اَسی تو



تاریخ ارسال: 1390/11/2
تعداد بازدید: 744