گروه آخرین مقالات

بنرهای راست

جستجوی تخصصی در نوشته ها

کلمات کلیدی

بخش کاربران

آزمايشگاهي بزرگ در بياباني کوچک

پرشيا سيتيز،آزمايشگاهي بزرگ در بياباني کوچک

پايگاه باستان شناسي شهر سوخته

يکي از شرايط اصلي رسيدن ودسترسي به اهداف مشروح از صفحات پيشين و همچنين موفقيت در انجام برنامه هاي آتي ، وجود يک پايگاه مجهز رفاهي وپژوهشي براي ايجاد امکانات لازم مي باشد تا سال 1380 گروه باستان شناسي شهر سوخته از دارا بودن محل استقرار وکار محروم بوده واعضاي گروه به سختي وبا رفت وآمد روزانه حدود 180 کيلومتر از محل استقرار تا محل کار ( شهر سوخته ودهانه غلامان ) به انجام وظايف خود مي پرداخته اند در اين سال وپس از دستورات وحمايت هاي استانداري محترم استان سيستان وبلوچستان وپشتيباني هاي سازمان ميراث فرهنگي ( وقت ) کشور محل مناسبي جهت ايجاد پايگاه پژوهشي در نزديکي شهر سوخته ايجاد شد داشتن يک پايگاه ثابت کاري در چهار سال گذشته به گروه باستان شناسي اجازه داد تا بتواند با جديد وحدت بيشتري به انجام وظايف خود بپردازد.

پايگاه باستان شناسي شهر سوخته جز از بخش هاي مسکوني ، داراي انبارهاي متعدد نگهداري ومطالعه نمونه هاي بدست آمده بخش رايانه آزمايشگاه ومحل مطالعات انتروپولوژيکي ، گيان باستان شناسي ، جانور شناسي ، بايگاني علمي وکتابخانه کوچکي نيز مي باشد واميد مي رود با پشتيباني هاي مسئولان محترم سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي وگردشگري کشور موفق گردد تا سال آينده نخستين مرکز مطالعات پالئو پاولوژيکي کشور را نيز در محل مزبور ايجاد نمايد وبه اين ترتيب اين پايگاه را به صورت يک مرکز معتبر مطالعات باستان شناسي در استان سيستان وبلوچستان در اورد تا محلي براي اموزش وپرورش پژوهشگران ايراني وبه ويژه جوانان استان باشد.
پيشنهادات وبرنامه ها :

دو برنامه مهم پيش بيني شده گروه باستان شناسي شهر سوخته در عين ارتباط با مطالعات باستان شناسي در رابطه مستقيم با گسترش گردشگري در اين محل مي باشند .انجام برنامه هاي زير بيشتر نيز توسط همين گروه پيشنهاد شده بود است .و گروه باستان شناسي وشهر سوخته ودهانه غلامان براي جلب توجه مسئولان گرامي بار ديگر انجام پيشنهادات زير مطرح مي نمايد.

نخستين برنامه پيشنهادي تاسيس يک موزه مطالعاتي در محل پايگاه مزبور مي باشد از آن جائي اشياء ونمونه هاي باستاني مورد استفاده در نمايشگاه مورد نظر صرفا نمونه هاي مطالعاتي وبدون ارزش مادي خواهد بود در کنار معرفي تمدن وفرهنگ سيستان به بازديد کنندگان متعدد اين محل اين امکان براي پژوهندگان جوان وهمچنين دانشجويان فراهم مي شود تا با بازديد و لمس مستقيم اين اشياء با انها آشنائي بيشتري پيدا کنند.

برنامه دوم گروه باستان شناسي شهر سوخته ايجاد کارگاههاي صنعتي ودستي در اين محل مي باشد کارگاههاي مزبور در مراحله اول منحصر به کارگاههاي سفالگري ، سنگتراشي ، پارچه بافي ونجاري خواهند بود وسپس ودر صورت موفقيت مي توان کارگاههاي ديگري را نيز به آنها اضافه نمود.

دو ويژگي وفايده کارگاههاي مورد اشاره عبارتند از باز توليد محصولات شهر سوخته با شيوه کار 5000 سال پيش واستفاده از مواد اوليه اصلي ونيز ايجاد شغل براي حدود 30 خانواده در محل پايگاه شهر سوخته.

ساير برنامه هاي در دست مطالعه پايگاه باستان شناسي شهر سوخته عبارتند از :

* تاسيس آزمايشگاه هاي گياه شناسي ، انسان شناسي وآسيب شناسي

* تاسيس بانک سفال حوزه جنوب شرقي ايران

* آموزش دانشجويان دانشگاههاي استان

* ايجاد وب سايت شهر سوخته ودهانه غلامان
کاوش در شهر سوخته

شهر سوخته نام تپه ويا در حقيقت سلسله تپه هاي طبيعي بزرگي با ارتفاع بين 12 تا 18 متر از سطح زمين هاي اطراف خود است که در 56 کيلومتري راه بين زابل وزاهدان در استان سيستان وبلوچستان قرار گرفته است اين شهر يعني مهمترين محوطه باستاني سيستان در کنار دلتاي رود هيرمند در بالاترين لبه نقطه شمالغربي دلتاي قديمي در روي يک سلسله تپه هاي تراس رمرود وزمين هاي زراعي تراس نيمروز واقع شده وموجوديت ان طي هزاره هاي چهارم وسوم پيش از ميلاد مديون رودخانه پر آب هيرمند ودلتاي آن بوده است 120 هکتار از وسعت 151 هکتاري شهر داراي اثار وبقاياي باستاني است وگسترده ترين دوره ان متعلق به لايه هاي هفتم تا پنجم يعني سالهاي بين 2800 تا 2500پيش از ميلاد است که وسعت شهر به حدود 80 هکتار مي رسيده است بيش از نيمي از مساحت شهر چنان پوشيده از توده سفالهاي شکسته وسنگ وفلز وخرده سنگهاي نيمه قيمتي وساير مواد منقول باستاني است که در برخي جاي هاي بدون گام گذاشتن در روي اين مواد امکان حرکت وجابجائي وجود ندارد.

کار حفاري در شهر سوخته از سال 1376 آغاز شده و تا کنون ادامه دارد گروه باستان شناسي شهر سوخته طي دو فصل نخست حفاري در اين محل کار بررسي وکاوش را در گورستان شهر متمرکز کرد وحدود 880 متر مربع از گورستان را حفاري کرد وسپس از سال 1379 به تدريج ار در قسمت هاي ديگر محوطه واز جمله منطقه معروف به بناهاي يادماني در دستور کار گروه قرار گرفت.

کاوشهاي باستان شناسي در اين شهر نشان داده اند که مردم جامعه شهر سوخته با استفاده از موقعيت جغرافيايي شهر خود که اجازه تهيه منابع معدني وطبيعي وکنترل توليد وتوزيع آنها را در تمام سيستان ومناطق اطراف را مي داده اين شهر را گسترش داده اند گسترش شهر سوخته از نظر فرهنگي وسياسي واجتماعي وصنعتي در يک دوره 400 ساله از زندگاني 1000 ساله آن را از شکل يک شهرک کوچک 15 هکتاري خارج کرده وسپسس با وسعتي گسترده بالغ بر حدود 150 هکتار تبديل به يکي از بزرگترين شهرهاي دوران مفرغ خاورميانه کرده است گستره شهر قابل تقيسيم به سه بخش اصلي وسه بخش فرعي است که عبارتند ازالف : منطقه بزرگ مرکزي شامل بخشهاي مسکوني شرقي – مرکزي وبناهاي يادماني ب: منطقه شمالغربي يا منطقه صنعتي وت بخش جنوبي يا منطقه گورستان آثار معماري بدست امده در بخش مسکوني نشان دهنده وجود نوعي نظم وترتيب در تقسيم بندي ساختمان ها و واحدهاي مسکوني است که توسط خيابان هاي وکوچه ها ئي از يک ديگر جدامي شوند مصالح ساختماني اين بناها عبارتند از از چينه وخشت و چوب وحصير هر واحد ساختماني از شش تا ده اتاق داشته که داراي در ودرگاه وپلکان وسقف واجاق بوده اند اشياء منقول پيدا شده از شهر سوخته بسيار متنوع هستند گذشته از ظروف سفالي بسيار زياد اشياء در خور اعتناء ديگر عبارتند از انواع پيکره هاي کوچک گلين وگاهي سفالين وسنگي انسان وجانور اشياء چوبي و حصيري ، ابزار بافندگي وپارچه وطناب در ميان اشياء سنگي بخصوص مي توان به ظروف مرمي ودسته هاي سنگي وسنگ آسياها اشاره کرد . اشياء زينتي بيشتر با سنگ هاي نيمه بهادار وارداتي چون سنگ لاجورد وعقيق وفيروزه که از معادن دور دست به شهر سوخته توسط صنعتگران اين شهر تراش داده مي شده وبشکل اشياء زينتي در مي آمده وسپس براي صدور به سرمزين هاي دور دست ان سوي خليج فارس وميان رودان به ايستگاه هاي مبادلاتي مستقر در فاصله بين اين سرزمين ها فرستاده مي شده است از سنگهاي مرمر ، بازالت وآهکي براي ابزار سازي ومهره سازي ونيز ظروف گوناگون استفاده مي شده است مهرها واثر مهرهاي گوناگوني ازمواد مختلف در شهر سوخته بدست امده که داراي کاربرد اداري ورسمي بوده اند.

يکي از مهمترين اشياء بافت شده در شهر سوخته لوحه گلي کوچکي است که در روي آن نوشته اي کوتاه به خط دوران آغاز اسلامي باقي مانده که ظاهر مربوط به يک سلسله ارقام واعداد مي باشد اين لوحه از کهن ترين لايه هاي موجود در شهر سوخته پيدا شده ومربوط به حدود 3200 پيش از ميلاد وکهن ترين نوشته اي است که تا کنون در سرمزين هاي شرق دست لوت بدست آمده است پيدا شدن هزاران قلعه شيي مطالعاتي وموزه اي وآزمايشگاهي در شهر سوخته بر ثروت وغناي موجود در اين شهر ودرجه رفاه مردم آنجا گواهي مي دهند همين اشياء از يک سو بر وجود ارتباطات اين شهر با روستاهاي اقماري ان که توليد کننده برخي از مواد مورد نياز جامعه بوده اند واز طرف ديگر بر ارتباطات با سرزمين هاي دورتر از نظر مبادله کالا صحه مي گذارند . علاوه بر آن اشياء ولوازم داخل قبور به شناسائي درجه فقر وغنا ويا طبقه اجتماعي ودر برخي موارد شغل ودر موارد نادر تري به جايگاه وخاستگاه اصلي ويا حداقل وابستگي هاي خاص جغرافيايي فرد کمک مي کنند اختلاف ميان اشيائ وکيفيت ومرغوبيت آنها از نظر ساختماني ويا مواد استفاده شده در انها بستگي به نوع ساختمان قبور نيز دارد اين اشياء از مواد مختلفي چون سفال ، سنگهاي گوناگون ، چوب وگياه استخوان ، فلز ، گل وجز ان ساخته شده اند .سفال يکي از مواد اصلي واوليه مورد استفاده اين جامعه بوده که به مقدار شگفت آوري توليد مي شده است واين مهمترين علتي است که جتي امروزه در بسياري از بخشهاي مختلف اين شهر وبه ويژه مناطق مسکوني نمي توان بدون واگذاري در روي توده هاي انبوه سفال گام برداشت کارگاههاي اصلي توليد سفال گام برداشت کارگاههاي اصلي توليد سفال در روستاهاي اقماري اين شهر قرار داشته اند وشناخته شده ترين انها در تپه هاي رود بيابان که مربوط به دوره ذوم استقرار در شهر سوخته مي باشند ديده شده اند.

چهار دوره استقرار در شهر سوخته شناخته شده اند که به يازده مرحله ي طبقه فرهنگي تقسيم شده اند چهار دوره اصلي عبارتند از دوره يکم ( 3200 -2800 پ . م) دوره دوم ( 2800 -2500 پ م ) ودوره چهارم (2300-2000يا 1800 پ م ) شهر سوخته طي دوره يکم پايه گذاري شده ودر دوره دوم به اوج شکوفائي خود رسيده واز دوره سوم دوران اضمحلال ان آغاز شده ودر پايان دوره چهارم از بين رفته است.
بناهاي يادماني

تا سال 1378 هيچ يک از بخشهاي شهر شامل ديوارهاي دفاعي ويا ساختمانهاي بزرگ وعام المنفعه شهر بررسي نشده بودند در اين سال گروه باستان شناسي کار در بناي معروف به ساختمان شماره 1 يا بناي يادماني را آغاز نمود منطقه بناهاي يادماني در شمال غربي محوطه و بين منطقه موسوم به صنعتي و آنچه که با نام منطقه مسکوني مرکزي خوانده ميشود، قرار دارد. مرزها و حدود اين مناطق به دقت روشن نيست و قسمت هايي از هر منطقه در حقيقت مي تواند بخشي از منطقه ديگر باشد. در اين ميان شايد منطقه صنعتي يا محله صنعتگران را بتوان مستثني کرد، زيرا اين جا توسط يک چاله بزرگ رسوبي از بخش بناهاي يادماني جدا شده است. آثار بناها و ساختمانهاي بزرگ و عظيمي در اين قسمت شهر ديده مي شود.

طي کاوشهاي بناي شماره 1، بقاياي ساختمانهاي عظيم از زير خاک بيرون آمد. در حفاري اين ساختمان هزاران هزار قطعه سفال و ساير مواد فرهنگي متعلق به مراحل گوناگون استقراري اين شهر پيدا شد. تاکنون حدود 1180 مار مربع از اين بنا حفاري شده که در نتيجه 90 فضا و اتاق به شکلها و اندازه هاي مختلف پيدا شده است. ديوارهاي اصلي اين بنا بسيار مستحکم بوده و با خشت هاي قالبي ساخته شده و در حال حاضر حدود 3/30 متر از ارتفاع اين ديوارها باقي مانده است. ده ها فضاي سرباز (حياط)، اتاق، راهرو، انبار، کوره و اجاقهاي متعدد، پلکان و ساير عناصر معماري در لايه مختلف اين بنا پيدا شده است. بيشتر آثار منطقه بناهاي يادمکاني متعلق به دوران دوم استقرار است که در دوره سوم نيز با تغييراتي در کاربري بناها ادامه پيدا کردهو احتمالا در دوره اول نيز از آن کم و بيش استفاده مي شده است.

ديوارهاي اصلي اتاقهاي اين بنا از خشت ساخته شده و استحکام زيادي برخوردار هستند. اين ديوارها عموما حجيم و قطور ميباشند و قطر آنها بين 75 تا 125 سانتي متر بوده اما در برخي ديوارهاي کم اهميت و تيغه ها، قطر ديوارها تقليل پيدا کرده و به حدود 50 سانتي متر ميرسد. خشت هاي استفاده شده در اين بنا عموما به اندازه استاندارد 40 Í 20 Í 21 سانتي متر هستند اما در چند مورد نيز خشت هاي بزرگتري به طول 45 سانتي متر ديده شده اند. خشت ها با استفاده از قالب هاي چوبي ساخته شده اند و کناره هاي آنها کاملا صاف بوده و سطحشان نيز با وسيله اي چون ماله صاف شده و اثر انگشت خشتزن در روي خشتها کمتر ديده شده است. در ورودي و اصلي اين ساختمان تاکنون پيدا نشده اما شواهد موجود نشان مي دهند که محل اين دروازه در فضاي سرباز بزرگي در جبهه جنوبي قرار داشته است. اين فضاي سرباز به پلکان بزرگي مرکب از هشت پله وسيع و بزرگ منتهي مي شود که از طريق آن مي توان به سقف اتاقهاي مرکزي راه پيدا کرد. تنها راه ورودي مستقيم به مرکز ساختمان در حال حاضر از طريق پلکان کوچک شماره 2 است. راه ورودي و ارتباط با اتاقهاي مرکزي و راهروهاي متعدد ديگري ميباشد. در بيشتر اتاقها آثار آوار و سقف هاي فرو ريخته به شکل قطعات کاه گل، حصير و قطعات چوي ديده ميشود. آثار کف سازي در بسياري از اتاقها ديده نمي شود و به نظر مي آيدکه کف اتاقها تنها بر اثر رفت و آمد کوبيده ميشده است هر چند در تعداد معدودي از اتاقها آثار کف همراه سنگريزه و در يک مورد همراه سفالهاي قديمي تر ديده شده است.

اشياء موجود در اتاقها و فضاهاي اين بنا از سنگ، استخوان، فلز، چوب، سفال و گل ساخته شده اند. در ميان آنها، اشياء مربوط به زندگاني روزمره مانند ظروف سفالي، اشياء و ابزار پرستشي و مذهبي و آئيني مانند پيکره هاي انسان و جانور، فلاخن هاي گلي تخم مرغي شکل، اشياء و ابزار مربوط به بازرگاني و کنترل اقتصادي مانند مهر و اثر مهر و اشياء شمارشي و سرپوشهاي مهر شده، ظروف سفالي و ديسکهاي مدور و مثلث و طاسهاي گلي، قطعات مختلف پارچه و طناب، اشياء چوبي مانند قالب ها و شانه ها، سبدهاي حصيري، مهره هاي گوناگون سنگي و گلي و بالاخره ابزار کار فلزي بسياري پيدا شده است. در ميان اشياء را مهرهاي مختلف، اثر مهر، اثر مهر و موم و طناب کشي ظروف بزرگ ودرهاي اتاقها و انبارها، سرپوشهاي مهر شده ظروف، ديسک هاي مثلث و گرد محاسباتي و مانند آن تشکيل مي دهند.
جدولها

مهرهاي شهر سوخته مسطح و از نوع مهرهاي شرقي و شمالي فلات ايران هستند که با مهرهاي استوانه اي خوزياني و ميانروداني دارند. مهرهاي مسطح شهر سوخته از مفرغ، سنگ مرمر، استخوان و سنگ لاجورد ساخته شده اند. اثر مهر در روي بسياري از قطعات گلي پيدا شده همراه با اثر طناب و حصير، نشان دهنده استفاده از آنها براي مهر کردن در انبارها و يا ظروف بسيار بزرگ انباري بوده است. کليه بقاياي مهر و موم هاي پيدا شده در بناهاي يادماني توسط مهرهاي سنگي و فلزي مهر شده اند. بيشتر اثر مهرها نشان از شکل هندسي مهرها دارند که چهار گوش، صليبي و در مواردي تصويري از يک پرنده بوده اند. نقوش مهرهاي فلزي بيشتر هندسي مي باشند اما اثر مهرهاي ديگري که گياهي و يا جانوري، با نقش پرنده است، نيز در ميان نمونه ها ديده شده است.

مقدار قابل توجهي آثار و بقاياي طناب، حصير و پارچه نيز در شهر سوخته بدست آمده است. پيشتر و طي دو سال نخست کاوش در گورستان آثار اين پارچه ها چه به شکل کيسه در داخل ظروف و چه به شکل زير انداز و روانداز در قبور ديده شده بوده اما پارچه هاي داخل قبور همگي شکننده و فاسد شده بوده اند و به محصض برخورد با هواي آزاد بيشتر آنها از بين مي روند. وضعيت پارچه هاي پيدا شده در بناهاي يادماني متفاوت تر پارچه هاي داخل قبرهاست. اين پارچه جدا از اثرات پودر شده و از بين رفته، نرم و تازه يه نظر مي رسند و در برخي از حالات مي توان آنها را به مانند دستمالي پيچيد و باز کرد بدون آنکه به شکل آنها خللي وارد شود. پارچه ها اغلب به رنگ قهوه اي سوخته و گاهي کرم هستند اما بيش از چند مورد نيز با پارچه هاي دو رنگ برحورد شده است. همين نکته درباره طناب ها نيز صادق است. منشاء و ريشه بيشتر طناب ها گياهي است در حاليکه پارچه ها هم داراي منشاتء گياهي و هم داراي منشاء جانوري هستند. پيدا شدن تعداد قابل توجهي ابزار گوناگون بافندگي و ريسندگي چوبي، گلي و سفالي و فلزي نشان دهنده توليد پارچه ها در شهر سوخته بوده است.

اشياء چوبي به اشکال مختلف ديده شده اند. اشياء تزئيني، قالب کفش، جعبه ها، اشياء و ابزار کار و اشياء و نيز لوازم شخصي و خصوصي. يکي از شاخص ترين گروه اشياء چوبي شهر سوخته شانه ها هستند. در کاوش هاي سال 1379 دو عدد شانه چوبي معرق در ساختمان شماره 1 پيدا شد. پيشترها تصور مي شد که صنعت معرق کاري داراي ريشه چيني است و سابقه تاريخي آن به زمان صفويه مي رسد اما تاريخ ساخت شانه ها شهر سوخته حدود 3000 سال پيش از ميلاد مي باشد و به اين ترتيب پيدائي اين شانه ها تغيير بسيار مهمي در تاريخچه و سابقه و محل ابداء اين هنر ايجاد کرده است.
کاوش در گورستان

از سال 1376 تا سال 1383 تعداد 14 گمانه به مساحت تقريبي 2300 متر مربع در گورستان شهر حفاري شده و در نتيجه 310 تدفين کشف شده است. براي پيدا کردن محدوده گورستان گمانه هائي در بخش هاي شمالي و جنوبي و جنوب غربي نيز حفاري شده است اگر چه اصل کار حفاري در گورستان در بخش مرکزي آن انجام شده است. وسعت گورستان بين 20 تا 25 هکتار تخمين زده شده است و با توجه به تمرکز و گسترش قبرها به نظر مي رسد در هر صد متر مربع گورستان 13/5 قبر وجود داشته باشد.

تعداد و تراکم قبرها در منطقه مرکزي گورستان بيشتر از ساير بخش هاست. در اينجا و در يک قطعه 60 در 60 متر تعداد 24 گمانه حفاري شده است. از اين تعداد، 16 گمانه به شرح زير :

IUR,IUM,HTR,HTY,HYE,HYJ,HYN,IPU,IUA,IUG,IUH,IUK به صورت کامل و با اندازه 100 متر مربع کاوش شده اند و 50 متر مربع نيز از گمانه هاي IPW,HYD حفاري شده اند. اين گمانه ها بخشي به اندازه 1500 متر مربع را در بر مي گيرند و شامل 236 تدفين مي باشند که بيش از 57% تدفين هاي کاوش شده در بر مي گيرند و بر مبناي محاسبات انجام شده، 15/7 قبر در هر 10 متر مربع اين بخش قرار دارد. با محاسبه 41 گمانه حفاري شده در سطحي بالغ بر 2300 متر مربع متوسط تعداد قبرها در هر 100 متر مربع به 13/4 قبر کاهش مي يابد. با توجه به اندازه 20-25 هکتار مساحت گورستان و با توجه به اين آخرين آمار بدست آمده از شهر سوخته تعداد قبرهاي گورستان شهر سوخته بين 27000 تا 30000 عدد مي باشد.

طي نخستين مرحله کاوشهاي شهر سوخته هشت گونه ساختماني گور در شهرسوخته شناخته شده بود که بعدا گونه ديگري نيز به آنها اضافه شد و طي کاوشهاي سال 1384 گونه جديدتري از تدفين در اين جا پيدا شد و به اين ترتيب گونه هاي شناخته شده ساختار قبرهاي شهر سوخته به 10 گونه متفاوت از هم رسيد که عبارتند از :

1. گودالهاي ساده

2. گودالهاي دو قسمتي

3. شبه سردابه ها

4. سردابه ها

5. گورهاي مستطيل خشتي

6. گورهاي مربع خشتي

7. گورهاي دو ديواره

8. گورهاي دايره خشتي

9. گورهاي دايره با در مسدود خشتي

10. تدفين سفالي

در اين ميان گونه هاي شماره 9 و 10 ساختارهاي جديدي به شماره مي روند. گونه 9 عبارت از يک گودال گرد، به مانند گودالهاي ساده مي باشد که از يک طرف داراي يک در ورودي بوده که با ديواره خشتي مسدود شده است. تا کنون جمعا تعداد 6 تدفين از ابن گروه پيدا شده است. 3 عدد در گمانه IUL، يک عدد در گمانه IUG و 2 عدد در گمانه HYM. تعداد چهار تدفين از اين گروه هر کدام حاوي بقاياي يک اسکلت انساني بوده اند در حاليکه دو تدفين ديگر يعني شماره هاي 1514 و 1403 هر کدام داراي دو اسکلت بوده اند. تعدا اشياء موجود در اين گروه از تدفين ها بين 5 تا 19 عدد شيي بوده است. از نظر گاهنگاري 3 تدفين را مي توان به دوره I نسبت داد و يک يعني 1403 متعلق به دوره III استقرار در شهر سوخته است. دو تدفين ديگر در دست مطالعه مي باشند.

بيشترين گونه ساختاري قبرهاي حفاري شده با 182 نمونه متعلق به گورهاي گونه دوم يعني گودالهاي دو قسمتي است و بلافاصله بعد از اين گروه، ساختار گونه 1 يعني گودالهاي ساده با 109 نمونه تدفين قرار مي گيرند و به اين ترتيب اين دو گونه ساختار رايج ترين گونه تدفين در شهر سوخته به شمار مي روند. گونه تدفين هاي سردابه اي يا گونه چهارم ساختاري با 11 نمونه (با تعدادي نمونه هاي مشکوک) پس از اين ها آمده است در حالي که از گونه شماره 9، يعني گودال دايره شکل با در مسدود خشتي تنها 6 و يا 4 نمونه يه دست آمده است (دو نمونه مشکوک) و ساختار گونه دهم يعني تدفين کاسه سفالي در اين محاسبات جاي نگرفته است. قابل توجه است که طي دومين مرحله کاوشهاي گورستان شهر سوخته، هيچ نمونه اي از ساختارهاي شماره 5 تا 8 پيدا نشده است. ياد آوري مي شود که نمونه هاي بدست آمده از اين گونه اين ساختارها، طي مرحله اول اين کاوشها نيز بسيار نادر بوده اند: دو نمونه ساختاري گونه شماره 6، و يک نمونه ساختاري شماره 5و 7 و 8 تنها نمونه هاي خاصي بوده اند که طي مرحله نخست اين کاوشها پيدا شده اند.

به نظر مي رسد که تفاوت هاي ساختاري موجود بين گونه هاي مختلف قبرهاي شهر سوخته، جز از مورد کودکان، که بيشتر آنان در گودالهاي ساده و در عمق کم و در برخي موارد بدون اجراي مراسم سنتي تشييع، دفن شده اند، ارتباطي با جنسيت و يا سن و سال مدفونين نداشته است، بلکه تفاوت ها در ميان باورهاي مذهبي و آئيني و يا اختلاف طبقاتي موجود بين افراد آن جامعه بوده است. از سوي ديگر اختلاف بين گروه هاي ساختاري را مي توان به صورت ديگري يعني انعکاسي از مراسم سنتي تشيييع در سرزمين هاي اصلي مهاجرين به شهر سوخته نيز تعبير نمود. تدفين هاي گونه دوم، يا گودالهاي دو قسمتي در محوطه باستاني بسيار قديمي مهر گره در دوره نوسنگي ديده شده است و گورهاي سردابه اي نيز در آسياي مرکزي اواخر هزاره چهارم و اوايل هزاره سوم پيش از ميلاد رايج بوده است.

در اين ميان شايد توجهي خاص به يک گونه ويژه از تدفين هاي شهر سوخته که نمونه هاي کم امام قابل توجهي از آنان طي کاوشهاي شهر سوخته به دست امده اند يعني تدفين هاي سردابه اي وشبه سردابه اي لازم باشد قبرهاي سردابه اي از دو قسمت متمايز تشکيل مي شده اند يک گودال عمودي ويک اتاقک يا دخمه در جنب گودال عمودي در اين دسته از قبرها اسکلت واشياء وهدايا براي مدت هزارات سال در فضاي سربسته وبدون هوا وبدون تماس مستقيم با خاک وساير مواد باقي مي مانند وبنابراين مرحله آغاز فساد واز بين رفتن بقاياي مدفون ونيز اشياء ديرتر آغاز شده وطولاني تر مي شود وبه همين دليل مواد باستاني موجود در اين دسته از قبرها از آلودگي واختلاط کمتري برخوردارند.

تا کنون تعداد 34 تدفين سردابه اي شبه سردابه اي طي دو مرحله حفاري در شهر سوخته پيدا شده است که حاوي 45 اسکلت به شرح زير بوده اند 24 عدد داراي يک اسکلت 5 عدد داراي دواسکلت 2 عدد داراي 3 اسکلت ، 2 عدد داراي 4 اسکلت و1 عدد داراي 6 اسکلت از نظر جنسيتي بيشتر قبرهاي سردابه اي با 22 نمونه ويک نمونه مشکوک متعلق به مردان بوده 18 عدد ويک مورد مشکوک متعلق به زنان 5 نمونه از نظر جنسيتي نا شناخته و8 عدد کودک بوده اند .تعداد 24 تدفين از مجموعه 34 عددي گورهاي سردابه اي يا در حقيقت کمي بيش از 70% آنها تدفين هاي تک نفره بوده است وتنها کمتر از 30 % از قبرها دسته جمعي بوده که 50% آنها نيز قبرهاي دو نفري بوده که امکان تفکيک مراحل مختلف دفن آنها وجود ندارد واحتمال زيادي وجود دارد که از برخي از آنها مثلا شماره 1404 که داراي دو اسکلت بوده است که مرده اند در يک قبر دفن شده اند به همين ترتيب در بسياري از اين قبرها مدارکي وجود دارد که امکان يک مرحله اي بودن تدفين را نشان مي دهد واين خود دليلي است که تدفين هاي سردابه اي تنها به خاطر خانوادگي بودن آنها ويا امکان استفاده مجدد ساخته نشده بودند بلکه صاحبان انها يا با توجه به مسائل ايدئولوژيک از اين ساختارها استفاده مي کرده اند ويا به احتمالي بسيار قوبتر صاحبان اين گونه تدفين ها ، همانگونه که در موقعيت هاي مختلف گفته شده داراي وضعيت وموقعيت خاص اجتماعي ، چه نيروي اقتصادي وچه سياسي / اجتماعي بوده اند در هر حال از برخي از تدفين ها استفاده مجدد وبه احتمال زياد خانوادگي نيز شده است يک نمونه بارز تدفين هاي گروهي وخانوادگي تدفين شماره 1400 است که به روشني استفاده مجدد از ان حداقل در چهار زمان مختلف به خوبي ديده مي شود در اين تدفين بقاياي يک فک وبرخي استخوانهاي ناشناخته در يک گوشه قبر جمع شده و بعد بقاياي مشخص تر تدفين بعدي که جدا سازي اين دو تدفين مشکل بوده وبنابراين ب نامهاي D-C1400 خوانده شده اند در کنار اين استخوانها قرار داده شده است ودر يک مرحله بعدي تدفين سوم انجام گرفته است وسپس با پوشاندن بقاياي اسکلت فرد سوم توسط يک فرش حصيري ، تدفين آخر يعني زن جوان 81 تا 20 ساله در روز اين فرش حصيري انجام گرفته است اما اين نمونه ها کم ونادر هستند ومجموعا مي توان آنها را به همان خانواده هاي ممتاز جامعه نسبت داد.

از مجموع 855 شيي ثبت شده در تدفين هاي سردابه اي ، تعداد 383 شيي متعلق به 12 قبر مردان بوده و286 شيي در 9 قبر دسته جمعي پيدا شده است در تعداد 8 تدفين زنانه تعداد 137 شيي پيدا شده است و6 شيي ديگر متعلق به 2 تدفين کودکانه و43 شيي در3 قبر ناشناس جنسي پيدا شده است.

شايد مهمترين قبرهاي سردابه اي تدفين هاي باشند که بيش از 50 شيي اهدايي داشته اند .در حقيقت پس از تدفين شماره 311 با 34 شيي اهدائي به تدفين هاي بر مي خوريم که بين 57 تا 101شيي اهدايي داشته اند به مانند کميت اشياء اين گروه که قابل مقايسه با گروه هاي پيشگفته نيستند اشياء اهدائي از نظر کيفيتي نيز در رده بالاتري به تدفين هاي پيشين متعلق هستند واز سوي ديگر بين اشياء خود اين گروه نيز تفاوت هاي قابل توجهي وجود دارد تعداد هفت تدفين متعلق به اين گروه مي باشند تدفين شماره 1615 (57) شماره 731 (61) شماره 5005(63) شماره 1705( 65 )شماره 527 (18) شماره 1400 (88) وبلاخره تدفين شماره 1404 (101) شيي که حاوي بيشترين اشياء اهدائي پيدا شده در گورهاي سردابه اي است.

تدفين شماره 731 متعلق به مردي 20-25 ساله با 61 شيي به همراه تدفين شماره 1400 با 88 شيي به احتمال قوي از نظر کيفيتي بالاترين ومهمترين تدفين هاي سردابه اي شهر سوخته بشمار روند در تدفين شماره 731 علاوه بر ظرفهاي سفالي رايج ومعمول وسبدهاي متعدد ظرف چوبي قاش چوبي سبدهاي حاوي بقاياي انگور ، مهر فلزي ، بقاياي پرندگان وساير بقاياي ارگانيک دو شيي منحصر به فرد ديگر نيز يافت شده اند که تا کنون در شهر سوخته ديده نشده اند اولي جام پايه دار سفالي شماره 24 است که شايد نخستين کوشش بشر ساکن فلات ايران در نشان دادن حرکت ويا با تعاريف امروزي انيمشين باشد وديگري يک تخته بازي چوبي ومهره هاي آن مي باشد.

در مجموع ودر ميان تدفين هاي سردابه اي توصيف شده در بالا تعداد 4 عدد از آنها داراي ويژگي هاي منحصر به فردي هستند که به آنچه که در صفحات پيشين مبني بر تعلق آنها به طبقات خاص اجتماعي گفته شد صحه مي گذارند اين تدفين ها عبارتند از تدفين هاي تک نفره شماره 731 ، 725 ، و2 وتدفين گروهي شماره 1400 که با توجه به نوع اشياء تنوع کمي و کيفي از ديگر تدفين هاي متمايز هستند علاوه بر آنها مي توان به تدففين هاي تک نفره 749 يک زن ثروتمند 712 تدفين مردانه ثروتمند وخاصه وتدفين شماره 2 يک فرد 20 ساله با جنسيت نا مشخص نيز به عنوان تدفين هاي خاصه اشاره نمود که از نظر کيفيت وکميت با ساير تدفين هاي سردابه اي وغير سردابه اي تفاوت دارند.

تدفين شماره 725 متعلق به زني 30 -35 ساله بوده است وداراي 81 شيي اهدائي مي باشد اين تدفين از نظر کمي وکيفي يکي از ثروتمند ترين قبرها ومتنوع ترين آنها مي باشد در اين تدفين علاوه بر ظرفهاي سفالي ويک بزغاله قرباني يک مهر مفرغي که معمولا از قرهاي زنان به دست مي آيند نيز پيدا شده است 4 مهره طلا و137 مهر از جنس گوارتز ، عقيق ، فيروزه ، لاجورد ، کالسادني ، فيروزه وهدف لوازم زينتي کامل اين زن بوده اند جز از اين ها تعداد 7 سبد هاون ودسته هاون خراشنده سنگي ، يک مهره فيروزه ميله استخواني يک گل يخ چوبي وبالخره يک پلاک نقره اي اشياء اهداي اين تدفين را کامل مي کند وجود مهره هاي طلا وپلاک نقره اي به همراه مهره هاي فيروزه ولاجورد که از سنگهاي کمياب وگرانبهاي هزاره سوم پيش از ميلاد در شهر سوخته مي باشند در اين تدفين حکايت از موقعيت بسيار ممتاز صاحب آن در جامعه شهر سوخته مي باشد.

نکته مهمي که بايد درباره ثروت وغناي قبرهاي شهر سوخته بيان کرد تفاوت هاي کيفي وکمي اشياء داخل قبرها مي باشد اختلاف ميان اشياء وکيفيت ومرغوبيت با نوع مواد استفاده شده در ساختار آن ها به نوع ساختمان قبور نيز بستگي دارد.

با توجه به نوع ، شکل واستاندارد بودن اشياء به ويژه سفال هاي گورهاي سردابه اي وهمچنين با توجه به اعتقادات مردم جامعه شهر سوخته به زندگان پي از مرک به نظر مي رسد براي انان مرگ تنها مرحله اي خاص از زندگاني وبه صورت يک خواب موقت وگذرا شمرده مي شده است همين داده ها نشان مي دهند حداقل در يک برهه از زمان سازمان وتشکيلات خاصي براي ساختن ظروف مربوط به تشييع در اين شهر وجود داشته وبه همين ترتيب به نظر مي رسد گروه کاهناني وجود داشته که مراسم تدفين را بنا بر خواهش صاحبان مرده انجام مي داده اند هماهنگي در چيدن ظرف ها وشکل آنها در برخي از موارد وبه ويژه ويگانه اي در انجام مراسم تدفين وجود داشته است که کم وبيش همگان آن را رعايت مي کرده اند در قبور سردابه اي تعداد بسياري از ظرف ها که بيشتر هيچ گونه استفاده اي از ان ها نشده ديده شده است برخي از اشياء پيدا شده در قبرها صرفا جنبه تدفيني داشته اند وبرخي ديگر ظرف هايي بوده اند که مورد علاقه فرد مدفون در ان گور خاص بوده اند در ميان اين گروه آخري گاهي قطعه اي از يک ظرف سنگي يا سفالي ديده شده وحتي در برخي موارد شرف هاي شکسته اي را بند زده تعمير کرده ودر قبر جاي داده اند.

قبرهاي مردمان شهر سوخته بسيار نا منظم هستند در حقيقت در هر پديده مربوط به تشييع نا منظمي وعدم پيروي از يک رو به خاص ديده مي شود شکل تدفين ها ، تشييع نوع ساختاري قبور گونه قراردادن اشياء در قبرها وجهت گورها هيچ يک از يک وضعيت استاندارد وياجتي شبه استاندارد پيروي نمي کند وتنها کونه قراردادن اشياء در گورهاي سردابه اي تقريبا يکسان به نظر مي رسد قبرها در همه جهان جغرافيايي کنده شده اند اما با جهت هاي متفاوتي در قراردادن مدفونين در قبرها اگر چه جهت هاي شرقي – غربي وشمال شرقي - جنوب غربي ترجيح داده مي شده اند.

سر مدفونين وجهت نگاه چشمان آنان نيز در جهات گوناگون جغرافيايي قرار مي گرفته است بدن اين افراد به شکل هاي مختلف چهار طاق خوابيده به پشت خميده به راست خميده به چپ وحتي پشت ورو در گورها کار گذاشته مي شده است.

فقدان هر گونه نظمي در ترتيب ساختارها ، جهت قبرها واسکلت ها ونيز توزيع اشياء ونيز فقدان هر گونه ترتيب تاريخي موجود در توزيع جغرافيايي قبرها در شهر سوخته گواهي هستند بر وجود سنتهاي که متجاوز از حدود يک هزاره بر اين جامعه حکمفرما بوده اند از سوي ديگر همين بي نظمي در مراسم تشييع وگونه وساختار قبرها نشاني از آن دارند که مردم جامعه شهر سوخته متعلق به گروه هاي مردمي ونژادي متفاوتي بوده اند که خاطرات ويادهاي سرمزين هاي اصلي خود را همواره نگاه داشته وبا وجود اختلاط با يک ديگر توانسته بودند سنتهاي رايج سرزمين هاي اصلي وريشه هاي مهاجرتي خود را در اين جامعه جديد التاسيس نيز حفظ نمايند.

بيشتر گفته شد که مراسم تدفين وتشييع در گورستان شهر سوخته از هيچ قائده معيني پيروي نمي کرده است در حقيقت مي توان مصور کرد که مراسم تدفين در ساعات مختلف روز انجام مي شده است واگر اين فرضيه درست باشد طبعا سنت هاي آئيني مرتبط با زمان دفن نيز اجرا مي شده است در حقيقت زمان تدفين را تا حدودي مي توان از روي جهت جغرافيايي تدفين و جهت نگاه چشمان مدفون به جهات مختلف تشخيص داد زماني که اغفراد به صورت پشت و رو وبا صورت به روي کف قبر دفن شده اند تدفين در شب ويا غروب ويا در هر حال در زمان ناپديد شدن خورشيد انجام مي گرفته وبر عکس زماني که صورت کاملا بسوي مرکز آسمان قرار مي گرفته به معناي انجام انجام مراسم دفن مي توانسته است در صبح ويا عصر انجام گرفته باشد.

گمانه Mدر قسمت ورودي گورستان ودر بلندترين قسمت آن ودر کنار آبراه بزرگي که قبرستان را از منطقه مسکوني جدا مي کند قرار گرفته است حدود 75 متر مربع از اين گمانه تا عمق 190 سانتي متري حفاري شده است علاوه بر تعداد 6 تدفين پيدا شده در اين گمانه چهار مجموعه از اشياء نيز در اين جا ديده شده که نمي توان آن ها را به هيچ قبري منتسب نمود مجموعه A در بخش شمالي گمانه قرار دارد وشامل يک ظرف بسيار کوچک گلي بوده است مجموعه B در جنوب غربي گمانه واقع شده وشامل سه ليوان نخودي رنگ منقوش دوکاسه وقطعه اي حصير بوده است .سومين مجموعه يعني مجموعه Cدر قسمت جنوبي گمانه وحاوي يک خمره ويک کاسه غير منقوش بوده است مجموعه Dرا شادي بتوان قابل توجه ترين اين مجموعه ها در قسمت جنوب شرقي گمانه دانست اين مجموعه شامل يک ميله استخواني ، ابزارهاي سنگي ، ظرفهاي سفالي ، يک تيغه خنجر مفرغي وقطعات استخوان مي باشد که در روي سطح اين مجموعه پراکنده شده اند در خلال ششمين فصل کاوش در شهر سوخته بسيار نزديک وتقريبا چسبيده به اين مجموعه بقاياي خالي دو اتاق کوچک مستطيل شکل باريک به اندازه 2 در 1 متر که ديوارهاي آن با خشت ساخته شده بوده است پيدا شد شواهد موجود در اين جا نشان دهنده وجود ارتباط بين موقعيت مربع ، دو اتاق باريک خالي ، سطح کف سازي شده مجموعهD واشياء پراکنده در روي اين کف مي باشند بررسي اين شواهد مي تواند به اين نتيجه برسد که اين مجموعه واتاقهاي باريک خالي به احتمال زياد محل آماده سازي اوليه وآئيني مردگان براي انجام مراسم تدفين باشد تا پيدا شدن مدارک جديدتر براي تفسير وتعبير اين بخش از گورستان به نظر مي آيد که تفسير حاضر قبال پذيرش مي باشد.

وجود قبرهاي دسته جمعي ، خانوادگي ، خالي ويا دوباره استفاده شده نشان از وجود آئين ها وسنتهاي اجتماعي خاصي در شهر سوخته است در خلال کاوشهاي شهر سوخته تعدادي قبرهاي خالي ديده شده است برخي از قبرهاي خالي صرفا گودال هائي بوده که کنده شده واماده استفاده بوده اند. برخي ديگر از قبرها اسکلت نداشته اند اما داراي اشياء اهدائي بوده اند مانند تدفين هاي شماره 1608، 5007 ، 4100 ،1708،2519 ،3000 ،4000و3505 اين قبرهاي بدون اسکلت بين 3 تا 18 شيي اهدائي بوده اند .تدفين شماره 3000 علاوه بر دارا بودن تعداد 18 شيي اهدائي داراي بقاياي اسکلت يک بزغاله نيز بوده است علت خالي بودن اين قبرها از اسکلت نوعي است سنت آئيني بوده است تصور مي روداين قبرها به ياد اشخاصي ساخته شده که دور از سرزمين خود مرده ويا کلا ناپديد شده اند واقوام وآشنايان آنها اين قبرها را با رعايت کليه مراسم مذهبي به ياد آنان ساخته اند. وبه اين ترتيب به وظايف آئيني خود عمل کرده اند.

برخي از مردم شهر سوخته را با لباس ويا پارچه کفني دفن مي کرده اند در تعدادي از قبرها آثار پارچه در روي بدن مردگان ديده مي شود پارچه ها در شهر سوخته به سه شکل مختلف پيدا شده اند به صورت پارچه کفن که مرده را در ان مي پيچيده اند. به شکل زير انداز و روانداز و به شکل لباس رايج ترين شکل نوع اول بوده است ودر نوع دوم استفاده پارچه در قبر ، معمولا پارچه زير انداز خشنتر از روانداز بوده است در اين نوع ابتدا کف قبر يا پارچه اي پوشيده مي شده وسپس بدن را در روي ان مي گذاشته ويا پارچه اي ظريفتر مي پوشانده اند در تدفين شماره 1709 کف قبر به احتمال زياد با نمد پوشيده شده بوده است يکي از بهترين نمونه هاي دفن با لباس تدفين شاره 1703 است کف اين قبر وزير بدن مدفون با پارچه اي بسيار ضخيم پوشيده شده بوده است وقطعاتي از پارچه در روي بدن مدفون نيز قرار داشته است در زير اين پارچه واسکلت تعداد 73 مهره (25 عقيق ، 8 سنگ آهک ، 8 سنگ لاجورد، 3 کالسادوني و2 طلا ) پيدا شد به احتمال بسيار زياد اين مهرها جهت منجوق دوزي در پشت لباس مدفون استفاده شده بده است در تدفين شماره1504 نه تنها قبر داراي زير انداز ورو انداز بوده است بلکه کل بدن نيز در پارچه اي پوشانده شده بود ومقدار زيادي طناب نازک نيز در کنار اسکلت کار گذاشته شده بوده است ميان تعداد 22 قبري که داراي پارچه هاي زير انداز ورو انداز بوده اند تنها شش تدفين مردانه بوده وبقيه به زنان وکودکان اختصاص داشته است.

بيش از 21 % از قبرهاي شهر سوخته حالي از ه گونه ماده فرهنگي هستند وتنها حاوي بقاياي اسکلت هاي انسان مي باشند بدون شک اين درصد بالاي قبرهاي خالي قابل توجه مي باشد واگر چه خالي بدون برخي از انها مي تواند تصادفي بوده اما نمي توان اين مسئله را به کليه قبرهاي خالي نسبت داد در حقيقت امکان ندارد که بتوان به علت اصلي اين پديده پي برد زير اين امکان وجود دارد که برخي از قبرها داراي اشياء ساخته شده ازم واد ارگانيکي مانند غذا ، حصير ، سبد ، پارچه ، چوب وامثال آن بوده که در طي ساليان دراز کاملا پوسيده واز بين رفته اند.

با وجود اين نسبت قبرهاي داراي اشياء تدفيني نسبت به قبرهاي خالي بسيار بيشتر بوده است وبه خاطر شرايط خوب طبيعي مقدار زيادي از اين اشياء به خوبي باقي مانده است اين شاياء شامل مجموعه هاي متنوعي از اشياء مختلف ومواد گوناگوني است که به شناسائي هرچه بهتر وضعيت اجتماعي جامعه شهر سوخته ياري مي رساند تفاوت هاي موجود کيفيتي وکميتي در قبرها وبين تدفين هاي فقير وغني به ساختار قبرها وموقعيت اجتماعي مدفونين مرتبط مي شود تعداد گورهاي حفاري شده نسبت به تعداد گورهاي تخمين زدهشده در شهر سوخته هنوز انقدر نبست تا بتوان با دقت به علت اين تفاوتها اشاره کرد وامروزه تنها مي توان از طريق بررسي کمي وکيفي اشياء داخل قبور تا حدودي به موقعيت اجتماعي افراد پي برد . هر تدفين معمولا داراي يکي يا دو ليوان ، يک کاسه ، يک خمره کوچک ، يک ظرف سنگي است که حاوي بقاياي مواد غذائي گوناگوني هستند به اين مجموعه مي توان تعدادي مهره از سنگهاي نيمه قيمتي ويا ابزار سنگي ومفرغي وساتخواني را نيز اضافه کرد ودر قبور زنان مجموعه فوق اغلب با وجود يک مهر ويک ظرف رنگارنگ کاملتر مي شود.

يک بررسي در روي اشياء پيدا شده از قبرهاي حفاري شده نشان مي دهد که بيش از 33% از اين اشياء معادل 643 عدد از 16 قبر بدست آمده اند هشت تدفين زنانه با 403 شيي پنج تدفين مردانه با 155 شيي يک تدفين کودک با 47 شيي يک تدفين نا شناخته جنسيتي با 19 شيي ويک تدفين خالي با 18 شيي اين امار نشان دهنده اختلافات قابل توجه بين قبرهاي شهر سوخته است چه از نظر کميتي بين قبرهاي غني وفقير وچه از نظر جنسيتي در حقيقت در مقايسه با قبرهاي فقير يعني قبرهائي که داراي حداکثر 17 شيي بوده اند قبرهاي ثروتمندي نيز وجود دارند که بين 50 تا بيشتر از 100 عدد شيي داشته اند تدفين زنانه شماره 1705 با 65 شيي تدفين زنانه شماره 1400 با 88 شيي تدفين زنانه شماره 5005 با 63 شيي تدفين مردانه شماره1615 با 56 شيي وتدفين مردانه شماره 1404 با 101 شيء.

بيشتر گرفته شد که بيش از 12% از ورهاي حفاري شده خالي از هر گونه مواد فرهنگي بوده اند اگر چه اين گروه از قبرها شامل هر دو جنسيت مذکر ومونث بوده ونمونه هاي انها در همه جاي گورستان پيدا شده اما بيشتر انها متعلق به نوزادان وبا کودکان خردسالي بوده که در عمق کمي از سطح زمين دفن شده اند از ان جائي که هنوز اطلاعات دقيق وکافي در مورد چگونگي مراسم تشييع وتدفين در شهر سوخته ونيز آئين هاي مذهبي رايج در اين اجتماع آگاه نيستيم نمي توان گفت که اين تدفينها از اغاز به راستي خالي بوده اند ويا اينکه مواد موجود در انها طي گذشت ساليان دراز پوسيد واز بين رفته اند هر چند که در اين مورد دوم لازم به اشاره است که حتي در صورت وجود مواد ارگانيک فاسد شدني امکان دستيابي به بقاياي آنها وجود دارد . اشياء سفالي اصلي ترين موادي هستند که تقريبا در کليه قبرها به استثناي قبرهاي خالي وجود دارند در کنار اين دسته از اشياء هداياي ديگري ساخته شده از سنک گل ، فلز ، استخوان ، چوب ، پارچه وامثال آن نيز در قبرها ديده مي شود.

ظرفهاي مرمري شهر سوخته به دو گروه اصلي ظرفهاي مخروطي وظرفهاي استوانه اي تقسيم مي شوند از سنگ صابون ، بر خلاف شهداد ، يحيي وبه خصوص جيرفت در شهرسوخته تنها براي ساخت برخي از اشياء کوچک وبه ويژه مهرهاي مسطح استفاده مي شده است.

تعداد اشياء ساخته شده از فلزات نيز محدود بوده است به ساخت ميله هاي تزئيني برخي از انواع تيغه ها ويا داس ومهره ها بيشتر اشياء فلزي به خاطر اکسيد شدن بيش ازحد پوسيده شده ورنگ انها به سبزي تيره گرائيده است در ميان اشياء فلزي به خصوص مي توان به دو ظرف کوچک مفرغي اشاره کرد که به ترتيب در تدفين هاي شماره 3208 و3400 به دست امده اند سرمه دانه هاي کوچک استوانه اي به همراه ميله هاي فلزي سرمه کشي نيز در تدفين ها ديده شده است اين سرمه دانها معمولا از قبرهاي زنانه به دست مي آيد اما در تعدادي از قبرهاي مردن نيز ديده شده اند.

اشياء ساخته شده کوچک وريز از سنگ که عمدتا ابزار کار بوده اند نيز در تدفين ها ديده شده اند در تدفين شماره 2701 در کنار ضايعات سنگي تعداد پنج نوک مته ريز ساخته شده از پشم وتعداد ديگري تيغه هاي فلينت در پائين پاي مدفون ديده شده است.

تا کنون تعدا د18 مهر استامپي واستوانه اي از قبرها به دست آمده است مهرها در نزديکي استخوان ران ونزديک کمر ودرک نار مچ مدفونين قرار داشته اند در يک مورد مهر به همراه يک مهره سياه رنگ داخل يک خمره رنگارنگ در يک قبر زنانه قرار داده شده بوده است.

تعداد 833 مهره از سنگهاي گوناگون به شکل منفرد ويا به شکل دستبند ومچ بند وپابند از داخل 85 قبر پيدا شده است توزيع مهره ه تا حدودي به جنسيت افراد مرتبط مي شده است 36 تدفين مهره دار متعلق به زنان بوده 25 قبر مردانه ، 10 قبر متعلق به کودکان ، 5 قبر گروهي و8 قبر متعلق به افرادي با جنسيت ناشناخته بوده است .مواد گونانگوني براي ساختن مهره ها به کار رفته است : سنگ لاجورد ، انواع عقيق ، کالسادوني ( نوعي مرمر) فيروزه واحتمالا پشم ، جز از اين ها مواد ديگري که کمتر بکار برده شده عبارتند از مرمر ف سنگ آهک ، فلز ( مفرغ ) سدف ، استخوان وسفال از طلا براي پوشش مهره هاي چوبي وسنگ لاجورد استفاده شده است کائولين وخمير شيشيه نيز به صورت جواهرات بدلي استفاده شده است.

در ميان سنگهاي نيمه گرانبها عقيق با 304 نمونه بيشترين استفاده را داشته وپس از آن سنگ اهک با 175 نمونه ، سنگ لاجورد با 134 نمونه ( 52 مهره داراي پوشش طلائي بوده اند ) کالسادوني با 42 نمونه وبلاخره فيروزه با 19 نمونه امده اند.

سايرمواد استفاده شده براي مهره سازي عبارتند از مرمر با 17 نمونه صدف وکائولين هر کدام 12 نمونه استخوان وسفال به ترتيب با 4و3 نمونه ، پشم وخمير شيشه هر کدام با يک نمونه مواد ديگر استفاده شده براي مهره سازي در شهر سوخته مي باشند بقيه مهره ها از موادي تهيه شده اند که در حال حاضر شناسائي آنها ممکن نبوده است پيدا شدن 17 هره طلائي به علاوه مهره هاي سنگ لاجوردي که با ورقه هاي طلا پوشيده شده اند گواهي بر شناسائي مردم شهر سوخته از اين فلز گرانبها مي باشد.

مهره هاي گرد تقريبا بزرگ با قطر بين 2 تا 3 سانتي متر ساخته شده از سفال ويا مرمر در قبرهاي مردان وزنان پيدا شده است بيشتر از اين مهره ها در نزديکي کمر جاي داده شده بودند در برخي از قبرها مانند 1414 و2811 اين مهرهاي بزرگ به همراه گردنبند در 4206 نزديک گردن در 5001 زير بدن در 4310 يکي در روي پيشاني وديگري نزديک جمجمه8 وبلاخره در 4314 سه عدد در زير جمجمه فرد مدفون پيدا شده است مجموعه اين شواهد نشان مي دهند که کاربري اين مهره ها تزئيني نبوده بلکه از انها براي انجام مراسم آئين ها متداول تشييع استفاده مي شده است.

بيشتر مهره ها در محل ساخته مي شده اند .در بخش موسوم به بخش صنعتي شهر سوخته ودر مربعهاي EWK وEWP صد ها وصدها ابزار کار سنگي شکسته وناقص ، ضايعات مهره هاي نيمه تمام وگاهي کامل پيدا شده است که ناشن از وجود کارگاههاي مهره سازي در اين محل مي دهد شاهد ديگر ازت دفين شماره 2701 برمي آيد در اين جا در پائين پاي فرد مدفون قطعات پوسيده واز بين رفته يک کيسه چرمي ديده شده که تعداد بسياري از ضايعات ، مهره هاي نيمه تمام وابزارهاي گوناگون مهره سازي در قبر اين صنعتگر پيدا شده است.

از بيشتر اين مهرها براي ساختن گردنبند استفاده مي شده است در ميان گورهاي حفاري شده تعداد 27 گردنبند ، 5 دستبند ويک پابند پيدا شده است در سه تدفين شماره 3105 ، 4407 و4410 علاوه بر گردنبند هر اسکلت داراي يک دستبند نيز بوده است در تدفين شماره 3400 علاوه بر گردنبند فرد مدفون داراي دودستبند يکي از سنگه



تاریخ ارسال: 1390/10/19
تعداد بازدید: 539