گروه آخرین مقالات

بنرهای راست

جستجوی تخصصی در نوشته ها

بخش کاربران

پرشیاسیتیز::  با توجه به اينكه مراكز حكومتي فرمانروايان آل‌بويه به طور عمده در اصفهان، فارس، خوزستان و عراق بود و عده‌اي از ایشان صاحب علم بوده و وزراي خود را نيز از ميان دانشمندان و علما انتخاب مي‌كردند مي‌توان گفت دوران آنها از نظر فرهنگي و اجتماعي و به طبع از نظر اقتصادي، دوران شكوفايي تاريخ تمدن ايران و اسلام به شمار می‌رود. وزرايي همچون صاحب‌ بن عباد و ابن‌عميد و يا كاتباني همچون ابن‌سوار در اين شكوفائي،… سهم به سزايي داشتند. گسترش مراكز علمي و فرهنگي و تأسيس كتابخانه‌ها و مدارس را مي‌توان در همين جهت مورد ارزیابی قرار داد. شهر رامهرمز كه در اين ميان راه ارتباطي ميان خوزستان با سه منطقه اصفهان، فارس و عراق بود، به طور طبيعي در مركز توجهات فرمانروايان آل‌بويه، بخصوص عضدالدوله و معزالدوله قرار گرفت.
اقتصاد پولي پيشرفته و شبكه حمل و نقل قديمي خوب ساخته شده در قرن چهارم هجري مجدداً منجر به شكوفايي مراكز بزرگ تجاري و ايجاد انبارهاي عمده شد كه تا حدي در دوران پيش‌از اسلام از اهميت آنها كاسته شده بود و اكنون به علت افزايش دارايي به سرعت توسعه مي‌يافت. اين مراكز شامل مكان‌هايي مي‌شد كه بيش از همه براي حمل و نقل در داخل ايران و نيز در ميان سرزمین‌های اسلامی اهميت داشت. شهرهای اهواز، شوشتر و رامهرمز كه همگي در خوزستان و در مرز بين‌النهرين و ايران قرار داشتند، از جمله آنها بودند. اين مراكز، موقعيت مناسبي براي رفت و آمد كاروان‌هاي تجاري داشتند و در جهت شرق ارجان و ماه‌رويان و نيز كازرون تا دارابگرد امتداد مي‌يافتند و در آنها محصولاتی از فارس و حتي ماوراءبحار انبار مي‌شد.
به واسطه همين مسائل بود كه عضدالدوله در شهر رامهرمز بازار بسيار زيبا و بزرگي ساخت. اين بازار آنقدر جالب بود كه وقتي مقدسي در نيمه دوم قرن چهارم هجري آن را از نزديك ديد، به ستايش از آن پرداخت. او مي‌گويد:
بازار، آينه‌كاري، سنگ فرش و نقاشي شده است.
شكل اين بازار به صورت بازارهاي سنتي ايران بوده كه نمونه آن را امروزه در ميدان نقش‌جهان اصفهان مي‌توانيم ببينيم. يعني خيابان عريض سرپوشيده كه در دو طرف آن دكان‌ها قرار داشتند و در آن هر صنفي براي خود راسته‌اي داشت. از جمله آنها راسته بزازان يا پارچه‌فروش‌هاست، كه مقدسي از زيبايي آن تعريف مي‌كند. براساس گفته مقدسي این بازار داراي دو دروازه بود، كه در شب‌ها به هنگام تعطيلی بازار، دروازه‌ها بسته مي‌شد.
در اين شهر بازارهاي ديگري نيز بود كه در آنها دكان‌هاي بزازي، عطرفروشي و حصيربافي قرار داشت. اين بازارهابه نوبه خود داراي دروازه‌هایی بود كه شب‌ها بسته مي‌شد. علاوه بر بازارها، رامهرمز مسجد جامع بزرگ و باشكوهي داشت كه آن نيز توسط عضدالدوله ديلمي ساخته شده بود. براي برپايي نمازهاي عيد نيز مصلا و نمازگاهي در كنار شهر و در ميان خانه‌ها بنا گردیده بود.
در اين ميان ابن سوار( كاتب عضدالدوله )براي اهل علم و دانشمندان، كتابخا‌نه‌اي همچون كتابخانه بصره در رامهرمزساخته بود. اين كتابخانه داراي كارمنداني بود كه از طرف دولت حقوق دريافت مي‌كردند و در خدمت تازه واردان، كتابخانان و كتاب‌نويسان بودند. تفاوتي كه اين كتابخانه با ديگر كتابخانه‌ها داشت اين بود كه علاوه بر ارائه كتاب، يك مركز آموزشي نيز به شمار مي‌رفت که در آن تدريس مي‌شد. بنا به گفته مقدسي در اين محل يك استاد به طور دائم حضور داشت كه علم كلام را به روش معتزلي تدريس مي‌كرد و حقوق او به طور مرتب پرداخت مي‌شد.با توجه به اينكه ابن سوار رئيس امور موقوفات عضدالدوله بود هزينه ساخت كتابخانه و پرداخت حقوق كارمندان آن و همچنين تأمين حقوق استاد علم كلام از طريق وجوهات وقفي پرداخت مي‌شد.

در رامهرمز مردم از جوي‌ها و چاه‌ها آب مي‌آشامند و جوي‌ها به نوبت از نهرهاي بيرون شهر پر مي‌شوند ،و نخلستان‌ها و باغ‌ها، شهر را فرا گرفته‌اند. رنگ و روي مردم رامهرمز مانند ديگر مردم خوزستان زرد و لاغر و كشيده است كه اين صفت مخصوص مردم مناطق گرم‌سير است. در تابستان‌ها به دليل پشه زيادي كه دارد مردم مجبور هستند كه در شب از پشه‌بند استفاده كنند.
هنگامي كه مقدسي به شهر رامهرمز وارد مي‌شود حاكم شهر فردي است به نام ابوالحسن ابن زكريا ، که ساليان درازی ساكن بيت‌المقدس در فلسطين بوده است. خليفه عباسي بسياري از آبادي‌هاي شهر رامهرمز را از آن خود كرده بود و ابوالحسن هرچه تلاش كرد كه بخشي از اين آبادي‌ها را پس بگيرد، نتوانست و در نتيجه حومه رامهرمز رو به ويراني گذاشت.
كشاورزي رامهرمز در اين دوره از وضعيت نسبتاً خوبي برخوردار بودو براي آبياري زمين‌هاي آن از رود جراحي كه از كنار آن عبور مي‌كند استفاده مي‌شد. خرما، زيتون و حبوبات از جمله محصولات آن بوده است. در اين زمان شهر رامهرمز يكي از مراكز توليد روغن زيتون بود كه به جاهاي ديگر فرستاده مي‌شد. پرورش ابريشم نيز از جمله كارهاي اقتصادي بود كه سبب معروفيت شهر رامهرمز شده بود. مردم رامهرمز با توليد پارچه‌هاي ابريشمي و صدور آن به ديگر نواحي، در جهت رشد اقتصادي شهر خود تلاش مي‌كردند. اكثر جغرافي‌نويسان و سفرنامه‌نويساني كه در قرن چهارم به رامهرمز آمده‌اند، هواي آن را بخصوص در تابستان بسيار گرم توصيف كرده‌اند.



تاریخ ارسال: 1390/9/19
تعداد بازدید: 587